هر دوشنبه شب, Bon Appétit سردبیر آدم Rapoport به ما می دهد زیرچشمی نگاه کردن در داخل مغز خود را با در نظر گرفتن بیش از خبرنامه ما. او سهام دستور العمل او شده است پخت و پز, رستوران ها او شده است در غذا خوردن و بیشتر. آن را بهتر می شود: اگر شما ثبت نام برای خبرنامه شما این نامه را قبل از هر کس دیگری.

مانند هر کس دیگری این ماه گذشته من زمان زیادی را صرف ساخت لوبیا. که برای تلفن های موبایل به اندازه کافی ساده است. اما به هر دلیل من هرگز آنها را به خوبی. معدن همیشه به نظر می رسد فاقد عطر و طعم و یا آنها سقوط از هم جدا و یا من هرگز نمی توانم بفهمم که آیا آنها بیش از حد یا underdone. ساده شده است هرگز ساده برای من.

اما پس از آن من به تماشای کارلا موسیقی brothy باقلا تصویری و من متوجه شدم دو چیز است. 1) به همین دلیل من لوبیا فاقد عطر و طعم است چون من محزون می خوانی تحت چاشنی آنها (سلام نمک و چربی). 2) من لوبیا نیست brothy به اندازه کافی.

سابق نقطه بسیار مستقیم به جلو—بیشتر نمک و چربی شما اضافه کردن به چیزی که عمق بیشتر از عطر و طعم آن را در. اما این دومی نقطه حتی هرگز به من رخ داده است. در گذشته من تا به حال پختند و پختند من لوبیا تا زمانی که آنها در یک خورشتی تقریبا refried قوام مانند. مفهوم پخت و پز آنها را در حرارت کم در فراوانی از آب چیزی نیست که من سعی کرده بود. آنها فقط تا پایان بیش از حد آبکی درست است ؟

نه اگر شما مانند کارلا و آشپز پچ Troffer که الهام گرفته از کارلا باقلا روش. در آغاز روند پخت و پز آنها را نیم پز کردن دانه های با نمک و روغن زیتون (یا هر آنچه مانده چربی شما باید jarred در یخچال), ریخته گری, کنار, که قدیمی مشاوره در مورد انتظار تا پس از لوبیا پخته شده قبل از نمک آنها. به جز آنها که بیش از حد. هنگامی که لوبیا پخته شده آنها بیشتر اضافه کردن نمک و چربی را به طعم و مزه.

نتیجه این است که نه تنها خوشمزه و خوش طعم (گوشت خوک-رایگان) لوبیا اما آبگوشت به عنوان غنی و رضایت بخش به عنوان هر سوپ. آخرین دسته ای که من ساخته شده به همراه داشت اضافی لیتر از مایع علاوه بر لیتر لوبیا من نشستن در یخچال.

یک روز برای ناهار من گرم یک قابلمه آبگوشت اضافه شده برخی از مانده farro به آن و در صدر آن را با رنده parm خرد شده, جعفری, و, نم نم باران از باکره اضافی. این دقیقا چیزی بود که من نیاز به یک مرطوب سرد و نه کاملا بهار بعد از ظهر. روز دیگر من گرم برخی از سوپ و لوبیا را با هم و ladled آنها را به یک کاسه کوچک به همراه دو تخم مرغ سرخ شده و یک گرم نان ذرت مکزیکی و مقدار زیادی سس تند. صبحانه برای ناهار.

و یک روز در حدود 3 بعد از ظهر زمانی که من وسوسه برای رسیدن به یک کیسه از تراشه های نان ذرت مکزیکی من نوشید از باقلا سبز سوپ مستقیم از یک فنجان قهوه. من احساس مانند یکی از کسانی که سلامتی مردمی که ستودن فضائل استخوان براث. به جز من موعظه خود من نوع آبگوشت—بدون استخوان را در مورد آن.

ایده های بیشتر برای چه چیزی برای انجام با تمام کسانی که لوبیا:

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.net