من هرگز قادر به طبخ خبر بد دور. اما من سعی می کنم به هر حال

ولینگتون گوشت گاو عجیب و فوق العاده فشرده ظرف برای آماده سازی—گوشت پیچیده شده در duxelles پیچیده در prosciutto پیچیده در پف دار. وقتی که من تلاش گوردون رامسی, دستور العمل پس از سال ها از گوش دادن به او را زیر مورد ظرف در جهنم همسرمن نیز تلاش برای خود من پف قنادی (به Bon Appétit دستور در واقع) چون مطمئنا که امکان پذیر است. پف قنادی از جایی می آید, بعد از همه.

معلوم است یک دلیل وجود دارد بسیاری از دستور العمل های تماس برای فروشگاه-خرید. پف قنادی یک چیز شیک را—بسیاری از تاشو و نورد لایه از خمیر و کره را با دور از سرد شدن در میان است. هر بار که من آن را در زمان خارج از یخچال بیشتر تاشو و نورد آن خواهد آمد از هم جدا کره تراوش از طریق خمیر. من مشورت گوگل به نحوه درمان این و در نهایت آن همه کار می کرد اما آن دادگاه واقع است.

من به مدت طولانی لذت می برد پخت و پز, اما در طول این همه گیر با یک معامله بزرگ از بدون ساختار زمان در دست من و مضطرب انرژی برای سوزاندن من گرفته شده برای پخت و پز و پخت غذاهای استادانه درست شده ترین ساخت هر جزء از ابتدا و با دقت مستند با استفاده از دوربین گوشی—تا حدودی برای خودم و تا حدودی به پست در Instagram که در آن ناخواسته مشاوران دریغ نکنید به من بگویید هنگامی که چیزی را زشت به نظر می رسد و یا توضیح دهید که چگونه من “انجام آن اشتباه است.” من نه تنها در تمام این بیماری همه گیر آشپزخانه فعالیت است. بسیاری از مردم در سراسر جهان در حال مدیریت استرس خود را با آشپزی کار.

در قبل از من نامزد دبی و من بیشتر خوردن در رستوران چون ما بیش از حد شلوغ برای هر چیز دیگری. برای سالها من آرزو داشت برای تفریح به طبخ و پخت اما من برنامه ریزی شده است بیش از حد خواستار است. من زندگی در لس آنجلس و نیویورک که در دبی زندگی می کند. من سفر تقریبا هر هفته برای صحبت کردن درگیری. من کار بر روی بیش از حد بسیاری از پروژه ها—یک خلبان یک زمین جدید نشان می دهد تلویزیون جدید سری کتاب های کمیک چند کتاب مستقل مقالات. وجود دارد بسیاری از مهلت ترین که من دیده بان پاس من به عنوان من در تلاش برای گرفتن (که به احتمال زیاد من هرگز خواهد شد). زمانی که من باید زمان طبخ من نیست که این انرژی و وقتی که من تا به حال انرژی من نیست که در این زمان. اما در حال حاضر همه چیز است طرح میتوانست. ما همه لنگر در خانه ما از ترس دیگر و آنچه ممکن است رخ ما اگر ما بیش از حد نزدیک است.

با داشتن تمام این زمان را صرف در آشپزخانه است و تلخ و شیرین. من نیاز به آن را به خاطر من بود که برخورد نسبت به فرسودگی شغلی, اما من هنوز هم بی قرار با هیچ جایی برای رفتن اعتماد می شود. من همان مقدار کار اما کمتر فشار به خودتون خودم که برای دریافت کار انجام می شود و بدون این که فشار من نمی دانم که چگونه به تابع. در عوض روز کشش به ظاهر بی پایان من وقت خود را با عنوان من لطفا. ما ماندم, به در لس آنجلس در حالی که ما گربه ها, تئو و لو(cifer) هستند گیر در نیویورک—که به خوبی مراقبت از گرفته شده توسط پسر عموی من ، ما آنها را از دست ندهید و نگران آنها نمی خواهد به یاد داشته باشید ما. هنگامی که ما FaceTime با آنها تا حد زیادی بی تفاوت نظر اجمالی در ما بر روی صفحه نمایش کوچک با تمرین نگاشته است.

وعده های غذایی چیزی ملموس نسبت به آن میتوانم مستقیم انرژی من و بر خلاف وقایع کنونی عمدتا قابل چالش است. در طول جداسازی من را ساخته اند, چوب شور, شیرینی دارچین-کشمش نان scones کروسانت, لایه, کیک قهوه, کیک نعناع میله شکلات, کوکی ها, eclairs meringues, در خانه, پیتزا ترتیلا, نان, مرغ, میلان, مرغ, نان ذرت مکزیکی, سوپ مرغ fajitas با چیپس خانگی, مغولی گوشت گاو soufflés. من کل عید پسح—سوپ توپ نان فطیر خانگی با نان فطیر و توپ سینه, یک, سیب زمینی, پای سیب و عسل—برای اولین بار در زندگی من است زیرا من نامزد یهودی است. ما نشسته در اتاق ناهار خوری و او بیش از غذا چشمان او درخشان و برای یک لحظه زندگی به نظر می رسید تقریبا عادی و ایمان و مصمم با فاجعه.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de