در طلاق من از دست خانواده کدو

هنگامی که دو نفر که یک بار عاشق یکدیگر متعهد برای به اشتراک گذاشتن زندگی با هم به رشد با هم تصمیم به جدا در طلاق و بسیاری از چیزهایی که از دست داده است. وجود دارد چیزهای بزرگ; چیزهایی که به اشتراک گذاشته. معمولا آن را پول است. گاهی اوقات آن را به یک خانه و یک ماشین. اغلب از آن زمان به خصوص با کودکان و یا یک حیوان خانگی. این تلفات از هر گونه تقسیم مهم نیست که چقدر منطقی و یا دوستانه است.

شما آماده هستید برای این ضرر و زیان آنها درک می شود خسارت های ناخواسته از انتخاب شما ساخته شده است به بخشی از راه.

اما funnily, شما هرگز آماده برای آنهایی که کمی. چیزهایی که بر روی کاغذ به نظر می رسد بی اهمیت و بی اهمیت و در عین حال برخیچگونه شما سخت ترین ضربه در تکرار کوچک راه حتی در شکوفه شادی. مانند غیر منتظره خار در rosebush نقاشی کوچکترین قطرات خون زمانی که شما حداقل انتظار آن.

برای من, آن کدو سبز است.

من سابق father-in-law, جو, یک مرد بود که کار می کرد با دست خود. او زندگی خود را به عنوان یک داربست صرف روز خود را در ساختمان نصب و ساخت آنها ، نتایج حاصل از کار او شدند ملموس; رضایت بخش با وجود طولانی روز به معنای واقعی کلمه کمرشکن کار. و زمانی که او بازنشسته شد او ادامه داد: برای شکل دادن به جهان اطراف او را کشت باغ که رونق بیشتر به طور چشمگیری با گذشت هر سال است.

هیچ میانگین حیاط خلوت باغبان جو بود ناهنجار نمک-of-the-earth مرد بیشتر apt به کرک یک شوخی با سوال از صحت و یا شکایت offsides در یک endearingly بد خلق-پیر-مرد راه در مورد چیزی نبود او در واقع رانده شده به تغییر از به نمایش محبت و یا احساسات. او واقعا آنچه شما می خواهم تصور کنید به عنوان یک nurturer — او آن را داد به شما و شما می توانید آن را و یا ترک آن را بدون پوست خود بازگشت.

اما در باغ خود را لبه های نرم در haloes از آفتاب تابستان. کار خود را پوشیده, خشن دست به دست شد و آنهایی که از حمایت و قدرت او به عنوان plied زمین و یا هم میخ خود را از تخت بالا. آنها به مدافعان به او وجین در میان فلفل بر روی زمین و لوبیا سبز در لبه است که او ساخته شده را به یک دیوار حائل. آنها آرام به او نگهداری می شود ریحان از درها در تخت خود را و به او کمرنگ خود را در قفس گوجه فرنگی. و آنها شرکت اما مراقب باشید که او در جمع به جای موهای درهم و برهم کردن بادمجان زیبایی های سیاه و سفید همه و کسانی که از سیب زمینی شیرین انگور است که نمایاندن مرموزی برای بعد برداشت.

حتی بیشتر به طور مداوم پرکار از ایتالیایی کالاهای اساسی است که در خدمت به عنوان باغ خود را پایه و اساس بودند کدو سبز است.

آنها مخطط با روشن زمرد درازا در امتداد دو طرف عمیق ارس سبز باندهای بالا و روشن chartreuse در پایین. مانند هندوانه او همچنین کدو سبز تا به حال تمایل به تیره تر در کنار در معرض خورشید و سبکتر در بخش هایی که گذاشته شده در زمین است. آنها دارای عقاید به هیولا اندازه های پنهان در میان برگ و گل از باغ خود را. این کدو سبز شد فضل هر تابستان نه فقط به این دلیل که آنها رشد کرده و با مراقبت اما از آنجا که کشت شدند با قصد.

شما نگاه کنید در اوایل روز از ازدواج من, من اغلب از سر کار آمد به هدیه در ایوان جلو در تابستان. هیچ کارت بدون نظر بدون تماس بگیرید. فقط courgettes.

جو می خواستم هرگز به تحمیل بر ما که تازه ازدواج کرده در اولین صفحه اصلی; او نمی خواست به این بازور در قانون ساخته شده است که خود را بیش از حد بازدید کنندگان مکرر. او نگه داشته و ما در یک فاصله خود را در پس زمینه و به او اجازه دهید پسرش شروع یک فصل جدید از بزرگسالی است.

این که پسر نیست طبخ. او واقعا نمی مراقبت به یاد بگیرند که چگونه به و ترجیح تجربه غذا خوردن: داشتن آنچه او می خواست به نظر می رسد مانند سحر و جادو داشتن یک متخصص آشکار شام خود را. در مقابل مستقیم به او یقه سفید و لذت بردم چیز بهتری. او با قدردانی از نیروی کار قرار داده به کسانی که همه چیز است اما فاصله او ممتاز برای لذت بردن از آن است. او کار نمی کند با دست خود.

اما من از یک آشپز بود و پر از لذت و ایده ها با این تعجب آف رها مواد خام است. من قدردانی ناصاف عظیم الجثه کدو بیشتر از من باید یک به پایان رسید غذای مرکب از گوشت وارد.

مانند جو پوست بودند در زمان سختی و ضخیم و کمی تلخ با آن; در دسته های مناقصه و شیرین با وجود یک unpresumptuous ظاهر. عطر و طعم خود را بی ضرر بود و خفیف به عنوان کدو سبز است که معتاد به مصرف بر خصوصيات هر آنچه در آن پخته شد ، آنها نمی مانند طعم هر چیزی قابل توجه و کرگدن اندازه و شکل بودند تنها چیزی است که مجموعه آنها را جدا از نوع متعارف.

اما در مچاله کردن کیسه های پلاستیکی مواد غذایی از misshapen کدو دیدم وعده و فرصت است. آن را به من فرصتی برای آزمایش بدون سرمایه گذاری در مواد تشکیل دهنده از فروشگاه — سیر و روغن سس کدو سبز قایق هم بزنید سیب زمینی سرخ کرده و چیپس. من تو را دیدم اعتماد خاصی ایمان است که هدیه خود را به خوبی مورد استفاده و معتقد است که من می خواهم بدانید که چه چیزی برای انجام با سبزیجات و خوراک پسر خود را به خوبی با آنها را به عنوان من, کبابی, کبابی سرخ کرده و spiralized آنها. و من تو را دیدم یک ضعف روشنایی ضعیف تابیدن از امید — بدون فشار و بدون انتظار اميدواری — که این آرام و در تنهایی ممکن است دعوت به پیوستن به ما برای شریک شدن در میوه ها از کار خود را به عنوان یک شام مهمان.

به عنوان سال تصویب شد راحت تر با انداختن فقط به اویختن با پسر خود. او شروع به استفاده از خانه ما به عنوان یک پناهگاه از بحران داخلی از یک ناسپاسی و استدلالی دختر و فرصت طلب شریک که صید خود را در عدم مقابله و خوشنودی است. و به خود ما نقاط تماس افزایش کدو سبز به یک نقطه اتصال; به جای فقط در حال کاهش یافته است ما را به بحث در مورد راه های جدید برای استفاده از فضل مبادله راهنمایی در مورد چگونه به طبخ یا آماده سازی آنها. بنابراین پس از آن به مدت هفت سال من نمی خرید کدو سبز است. کدو سبز بود و جو دامنه — سبزی, مطمئن, اما اولین و مهمترین در ذهن من یک هدیه از یکی از اعضای خانواده خود را به دیگری.

در این سال من خود من کدو سبز است.

این اولین بار در نه سال من می خواهم انجام می شود و دو سال پس از طلاق من.

ما تقسیم شد و ستودنی دوستانه; ما آنچه را که درست بود برای یک دیگر و محافظت یکدیگر از طریق به پایان. خانواده های ما ساخته نشده بودند به طرف را انتخاب کنید. در واقع ما دلسرد آنها از توهین به دیگر. ما تا به حال به سادگی رشد از هم جدا به افراد مختلف که می خواست همه چیز متفاوت است.

مطمئن شوید که او تا به حال همیشه بوده و کسی که می خواست خود را کدو سبز ارائه شده به او در شکل نهایی آن در حالی که من همیشه می خواستم به آزادی انتخاب در هوی و هوس که در آن من در زمان کدو سبز, اما این اختلاف بیشتر شد تلفظ به عنوان سال گذشت تا این که unsurmountable.

من نمی توانستم خودم را به خرید و یا تهیه کدو سبز که در سال اول من در خود من بود. آن را به من شگفت زده است که من می توانم. من انتظار نزد چنین دنیوی گیاهی به عنوان تابستان کدو منظمی در یک ردیف به صف در فروشگاه مواد غذایی به استنباط چنین جرم.

من تو را دیدم چهره پدر من در قانون در ذهن من چشم در صفحه نمایش نگاه ناامیدی او استفاده می شود به زمانی که او آموخته است که من تولید او به طور فعال در حال رشد در باغ خود را به عنوان اگر من به سرقت برده و از او یک فرصت برای نشان دادن او مراقبت. من شنیده ام صدای او در سر من تجزیه و تحلیل محصول با کیفیت به عنوان او تبدیل هر یک در اطراف سوزن در آن عیوب.

این احساس ناعادلانه است که چه شد یک بار رایگان و آزادانه داده شده بود در حال حاضر اختصاص داده شده یک ارزش دلار. که چیزی است که باید رشد کرده و برای من به طور خاص و در سمت چپ بر روی پاسیو بود و در حال حاضر برش و جلا و بسته بندی شده توسط ناشناس دست.

این سخت بود برای آشتی.

اما این تابستان آن زمان بود. تابستان امسال من به فروشگاه رفت و خریداری کدو خودم: یکنواخت به اندازه روشن جلا و کاملا عادی است. من لود کردن کیسه های قابل استفاده مجدد پس از آن ساخته شده گوجه فرنگی بر اساس primavera سس بو داده تا مدال پخته شده آنها را پوشیده با نان چوب و خرد آنها را به هم بزنید سرخ. آنها طعم دقیقا به عنوان آنها به معنای. آنها هنوز هم inoffensively آبدار و شیرین و نور است. و من هنوز هم آنها را دوست داشت.

من آنها را دوست داشت تا آنجا که من همیشه و تا آنجا که من همیشه خواهد شد. شاید حتی کمی بیشتر برای خاطرات آنها ایجاد شده و سخاوت آنها ایستاده بود. چرا که آنها کدو و مهم نیست که چقدر زندگی ممکن است تغییر آنها را ندارد.

در طلاق من از دست خانواده کدو سبز است. اما من امیدوارم که آنها به خوبی انجام می دهند.

Su-Jit Lin

نویسندگان

Su-Jit زندگی حول محور مواد غذایی, سفر و کلمات با هر یک از تغذیه به دیگر. او عاشق puns و گفتن داستان از تجربه انسانی در هر دو طرف از مهمان نوازی فضا.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>