“این کافی نیست برای من آمده ، من نیاز به بیرون آمدن به عنوان یک نانوا.”

ما به طور مستقل انتخاب این محصولات—اگر شما خرید از یکی از لینک های ما, ما ممکن است کسب درآمد کمیسیون.

در سال 2007 من وارد کوکی linzer پر از مربا تمشک محلی بنیانگذار روز bakeoff اولین مسابقه پخت. من یک نوجوان بود زندگی در غرب; در حالی که دیگر پسران بازی فوتبال و با حضور پیشاهنگی پسر جلسات من brûlée کرم و خواندن Nigella Lawson را چگونه به یک داخلی الهه, یک کتاب است که الهام بخش من برای ایجاد, در خانه پف قنادی در هر آخر هفته برای یک ماه.

الهام مادر, طبیعی, شلاق برای کیک کارامل و شروع کردم به پخت در سن جوانی — اما این چیزی است که من هرگز عموم را در آغوش گرفت. من ترس از برچسب “دخترانه” یا “گی” به معنای این است که من مشغول به کار اضافه کاری برای نگه داشتن که طرف خودم یک راز است. من hid آهنگ من آوردن مانده پخته محصولات به کار این ادعا که مادرم آنها را ساخته است. اما این رقابت احساس مهم است; آن است که یک راه برای اثبات به خودم که پخت می تواند تبدیل به بیش از فقط سرگرمی من. من فرستاده شده کوکی ها برای قضاوت بود و در واقع برنده است.

که هفته روزنامه های محلی فرار یک مقاله پوشش bakeoff: “پسر پخت و راه خود را به روبان آبی.” من هیجان زده برای دیدن کار من برجسته برای اولین بار. باز جمله از این مقاله به عنوان خوانده شده “حرکت بیش از Betty Crocker پسران در الگانکوئین هستند outbaking خود را بالغ, زن رقابت.” وجود دارد تنها یک نقل قول از قاضی و او اشاره نمی کند من دستور کوکی (وجود دارد در خانه آرد گردو!) یا چرا من تاج برنده. او به جای آن اشاره کرد که “این تقریبا همیشه زنانی که برنده“–در بیانیه ای که سوخت من ناامنی است. این مقاله با تمرکز تقریبا به طور کامل بر این واقعیت است که من یک پسر بچه بود. از آن روز به بعد ، من به رد تماس خودم یک نانوا.

پس از رقابت من سعی کردم به سرکوب هر گونه هوس من تا به حال به کار در قنادی حرفه ای. پس از دبیرستان رفتم مدرسه آشپزی و متمرکز به شدت در پخت و پز. در حالی که شیرینی دانش آموزان ساخته شده کاملا چند لایه doughs من قطع و در عین حال یکی دیگر از سیب زمینی را به یک tournée شکل. به جای ساخت مزین شکر مجسمه های من خراب شد چه احساس من صدم لاشه مرغ.

آن را در اطراف این زمان است که من به آرامی آمد به نظر خود من تمایلات جنسی. من شروع آشنایی من اولین دوست پسر و آمد به دوستان و خانواده. حتی اگر من راحت بود با اینکه عجیب و غریب من هنوز ناراحت کننده با ایده مایل به یک نانوا. من همچنان به پخت در خانه در خصوصی; ساخت اسطوخودوس معطر کوکی ها کماج و flourless کیک شکلاتی برای هیچ کس جز خودم. من تا به حال هیچ مشکل بوسیدن مرد دیگری اما نمی خواهم به اعتراف به اینکه یک نانوا برای ترس است که آن را به من به نظر می رسد “گی.” آن را گیج کننده و عمیقا ریشه شکل طنز و خود نفرت که من نمی توانستم در آن زمان است.

من شروع به پریدن کرد از آشپزخانه برای آشپزخانه صرف برخی از زمان کار در تحقیق و توسعه (پیدا کردن کار بسیار خسته کننده; تنها وجود دارد راه های بسیاری برای نوآوری یک فست فود برگر) و من در نهایت یک کار را در یکی از کرات نانوایی در شیکاگو است. این یک جیمز ریش-نامزد نانوایی بود که شناخته شده برای ساخت کیک و نان از خانه-آسیاب آرد. من موفق آشپزخانه و مسئول مورد پسند طرف منو. آن را نزدیک ترین من تا کنون بدست حرفه ای پخت و در عین حال من در واقع نمی پخت. در واقع من هرگز یک بار پخته هر چیزی در آن است. ساخت بلغور toasts braises سس و دیگر مرزه موارد بودند روزانه, آداب و رسوم, اما هرگز یک بار من به یاد بگیرند که چگونه برای ایجاد آیتم های آنها دریافت تحسین برای خود روستایی قرص خمیر ترش و toothsome باگت. علاقه من به سرعت پژمرده.

پس از چهار سال زندگی در شیکاگو و هرگز پیدا کردن شغل مناسب من به نیویورک نقل مکان کرد و در زمان غذا نوشتن کارورزی تفکر است که نوشتن می تواند مرا خوشحال کند. من سمت چپ آپارتمان من و آن پسر و معترضان بر روی یک نیمکت در بروکلین. اولین دوست من در این شهر بود به نام اریک. او موفق مواد غذایی نویسنده با استعداد می کند و همچنین گی. ما تا به حال شده است در زیر هر یک از دیگر در Instagram برای چندین سال و در نهایت در فرد ملاقات کرد. اریک دوستی منجر به ملاقات بسیاری از مردان همجنسگرا که بسیاری از آنها نیز نانوا. یکی جشن گرفته شد برای او شکلات تراشه کوکی ها و دیگر ساخته های خوشمزه (البته زشت) سیب زمینی شیرین و کیک و نوشت: یک کتاب آشپزی اختصاص داده شده به جنوب دسر. این دوستان من شد نیویورک ، روز من شکست تا با دوست پسر من آنها مرا برای کاکائو داغ و tacos. آنها ارائه بی پایان هدایت من به عنوان پیمایش راه من را از طریق یک شهر جدید و برای اولین بار من بد فروپاشی است.

خود را بیان بیرون از غرور و افتخار در آنچه به من فهماند بدون نیاز وجود دارد برای من احساس شرمنده. آنها با افتخار و wildly موفق — نانوا که تا به حال هیچ تردیدی تماس خود را که فقط. بنابراین من شروع به ایجاد برخی از تغییرات. من شروع به سیل my Instagram خوراک با عکس از من پخته محصولات: شکلات و کارامل تارت باران در پوسته پوسته نمک دریا, کوکی ها در آرایه ای از اشکال و اندازه ورق کیک صدر با نمایشی, swooshes رویه خامهای کیک یا شیرینی و twee sprinkles. من تا به حال پخت برای تفریح چند بار در هفته اما به ندرت مشترک خلق من. آن را یک ژست است که احساس یک پیروزی شخصی نسبت به پیدا کردن محل در مواد غذایی جهان است. هنگامی که مردم به من تماس بگیرید بیکر من دیگر نمی خواهد آنها درست باشد.

یک ویرایشگر برای پخت magazine (که او نیز یک مرد همجنسگرا) شروع به دنبال من در Instagram و ما به سرعت تبدیل شد اینترنت دوستان. زمانی که او بازدید نیویورک ملاقات ما برای نوشیدنی و او از من خواست برای نوشتن من بزرگ چاپ داستان: یک 10 صفحه اختصاص داده شده به کاراملی شکلات سفید و تمام راه شما می توانید از آن استفاده کنید. زمانی که من کشف این موضوع در فروشگاه مواد غذایی ماه بعد من برای باز کردن صفحات و من دیدم دسر با byline: دستور العمل توسعه و مواد غذایی یک ظاهر طراحی شده توسط جسی Szewczyk. یک کاراملی شکلات سفید شطرنج پای سیاه کیک کاکائو با ganache چکیدن پایین طرف مانند گدازه باران در پوسته پوسته نمک دریا — این نمایشگاه از کار من من اشتیاق برای دیدن به عنوان یک بچه تنها در این زمان ارائه شده بدون یک اشاره از من جدا شده است. هر گونه خجالت و احساس کردم به عنوان یک کودک از بین رفته بود; آن جایگزین شد با شادی خالص.

من یک آشپز شیرینی و من هرگز ادعا می شود اما من یک خانه بیکر — و همواره می کند. آن نیست تا زمانی که من تو را دیدم یک گروه با استعداد عجیب و غریب نانوا انجام دقیقا آنچه که من می خواستم انجام می شود که من احساس راحتی به اندازه کافی به آن را انجام دهد خودم. من بیرون آمدن فرایند دو قسم است: آن را به اندازه کافی برای من به عنوان یک مرد همجنسگرا. من نیاز به بیرون آمدن به عنوان یک نانوا.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im