من قابلمه کیک های شکلاتی افسانه ای بود در طول اپیدمی ایدز. این دستور غذا.

این گزیده ای از خانه پخته: من مادر ماری جوانا و سنگسار را در سان فرانسیسکو توسط Alia Volz.

اگر شما شنیده ام از مهم انگشتان کیک های شکلاتی در اینجا به همین دلیل: ما رو دور با آن. برای بیش از بیست سال—از دیسکو-mad دهه هفتاد از طریق بحران ایدز و سحر از ماری جوانا پزشکی—مادر من و همکاران تولید قوی chocolatey خوراکیهای در زیرزمینی ماری جوانا نانوایی و در سرپیچی از قانون است. و من بزرگ شدم ،

من تا به حال catered به سان فرانسیسکو تجاوز+ جامعه از دهه هفتاد. در اواسط 80s, HIV/AIDS شایع شد. وجود دارد هیچ درمان هیچ درمان موثر. در آن روز تشخیص در نظر گرفته شد حکم اعدام.

در اوایل این بیماری همه گیر مردم متوجه شده است که حشیش کاسته برخی از ایدز-علائم مربوط—به خصوص مرگبار هدر رفتن سندرم است که ارائه شده و مردم قادر به خوردن. ماری جوانا, کاهش, تهوع, درد, بی خوابی و افسردگی است. برخی از مردم نمی تواند دود با توجه به کلنيزاسيون پنومونی بنابراین کیک های شکلاتی شد نجات است.

زیرزمینی شبکه فروشنده-شفا—از جمله دنیس پرون و یکجور دوربین عکاسی مریم Rathbun—گرد هم آمدند در طول بحران. مادر من ساخته شده خانه تحویل به مشتریان بودند که بیش از حد بیمار به بیرون رفتن هر چند بسیاری از ما آمد و او هرگز از شارژ بیش از چند دلار برای یک یکجور دوربین عکاسی اکثر مردم تقسیم به چهار دوز. در ارتفاع آن Sticky Fingers تولید شد 10,000 شاهدانه کیک های شکلاتی در هر ماه.

فرآیند پخت گشوده داخل خانه ما—یک کاورنو انبار در منطقه ماموریت از سان فرانسیسکو. نور خورشید لعنتی از طریق نورگیرهای سی پا بالای سر. مادر من به من می گوید که به دلیل انبار غیر ممکن بود به حرارت استفاده می شود به من پرستار در کنار, عتیقه فر در طول هفتگی پخت ماراتن. این کیک های شکلاتی بودند ، دست زدن به آنها را قیر اندود دست خود را, از این رو نام Sticky Fingers.

در تعطیلات آخر هفته فروشندگان دامن زد به این شهرستان است. مامان و پسربچه, کیسه duffel از کیک های شکلاتی از پشت میله های من پرسه زن و چرخ من از طریق کاسترو. به جای فروش به غریبه ها او در خدمت مشتریان به طور منظم است که مشغول به کار در رستوران, بوتیک ها و دفاتر در مسیر. هاروی میلک دوربین فروشگاه و ستاد بود یک هفته متوقف شده بود خانه سیلوستر دیسکو ستاره. در یک کافه به نام روستای دلی, مادر من می خواهم یک کیسه برگزاری صدها نفر از کیک های شکلاتی با مدیر فروش می رسد که آنها را بیش از شمارنده. چند ساعت بعد, او می خواهم جمع آوری کیسه دوباره—در حال حاضر پر از پول نقد. مشتریان fawned بیش از من در حالی که مادر من او را می پردازد.

من بیش از حد جوان برای خاطرات خاص ، اما چیزی از این در اوایل گردش با من باقی می ماند. این یک نوع خاص از نوستالژی رقیق مختلف از اذکار سال بعد. من به نحوی قابل درک و حتی پس از آن که مادر من و من متعلق به جامعه ما; ما بخشی از این شهر پارچه.


این عطر از ما نانوایی تیز است در ذهن من. من مردمی استفاده می شود, هوای آزاد, sinsemilla رشد در راز باغ sunbaked عضوي در هومبولت و شهرستان مندوسینو. (این بود که قبل از هیبریداسیون ایجاد گونه بو از دختر پیشآهنگی کوکی ها, پنیر چدار و کلوچه زغال اخته.) بوی گرد و خاکی: یادداشت های خرد شده ponderosa pine سوزن, redwood, درخت, پوست درخت, جلبک از تنبل مارماهی رودخانه گرد و غبار و لگد تا از جاده های خاکی. آن را مانند بوی یک محل. در حال حاضر اضافه کردن کره و شکلات بیکر و گاز از یک عتیقه فر. من می دانم آن را در هر نقطه.

شاهدانه بود و بیش از همه به خانه ما. خام گیاهان bulged از بزرگتر از اندازه کیسه زباله و یا درمان در قفسه سیم تا برگ هم پاشیده در مشت من با یک بحران پاییزی; جوانه های چسبنده چپ پری-گرد و غبار کریستال در جداول قهوه; آووکادو سبز-گرد و غبار billowed در اطراف پدرم دراز و باریک قاب به عنوان او زمین ماری جوانا در یک پردازنده مواد غذایی و سپس کردیم آن را از طریق یک آرد بوجار با chk-ah, chk-ah ریتم.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im