Where برای شروع با فیلم ترسناک؟

فیلم جنگی «خط باریک سرخ» در استرالیا فیلمبرداری شده است تا فضای آن به جزایر ژاپنی واقع در اقیانوس آرام شبیه شود. «در سال 1942، سربازی با نام ویت از ارتش فرار کرده و در منطقهای به نام ملانزی در نزدیکی استرالیا زندگی میکند. او به دنبال آن است تا پس از چند مأموریت از قید تعهدی که بر گردنش است رهایی یابد و همراه با دختر مورد علاقهاش به زندگی آزادانهی خود بازگردد و سر و سامان بگیرد. پدر جاسمیت، دختر جوانی که در لندن بزرگ شده، او را بهاجبار به عقد آرجون درمیآورد؛ اما پس از بازگشت به لندن، جاسمیت اعلام میکند که قصد دارد با چارلی براون ازدواج کند. خلاصه داستان: آلفرد کرالیگ در یک مغازه فروشِ کالاهای چرم در بوداپست کار میکند، او به دختر مورد علاقه اش که هرگز ملاقات نکرده نامه های عاشقانه مینویسد. او در زندگینامهٔ خود مینویسد که چگونه این خانوادهٔ آلمانی عکس هیتلر را قاب کرده و در بالای سر تخت او نصب کردند: «تا سالها طرف هیتلر بودم. اما پروفسور آنا ماری گابن متخصص چین شناسی و زبان و ادبیات ترکی باستان، مینویسد که «شاهنامه فردوسی بر مبنای داستانهای اسطورهای تواریخ پیشین از نبردهای بی باکانه بین دو ملت جسور ایران و توران سخن میگوید.

۱. به زبان هائی که واژههای آن علی الاصول ترکیب پذیر نیستند و دچار دگرگونی نمیشوند، یعنی هر واژه مستقلاً در جمله عرض اندام میکند «زبانهای تحلیلی» (analytic) میگویند. در بسیاری از جوامع مفهوم کارگر به معنی «شاغل، کار کننده، موثر و کسی که کار میکند و مزد می گیرد» است اما در جامعه ی ما مفهوم کارگر همسو و مترادف واژه ی کسی است که رنج می برد و زحمت می کشد، کسی که حق و حقوقش پرداخت نمی شود، امنیت شغلی ندارد و … از این رو «دیکتاتور بزرگ» فیلمی شجاعانه بود که در اوایل جنگ جهانی دوم به فاشیسم و یهودستیزی پرداخت. البته میدانیم که کن نشینان عصاقورتدادهتر از آن هستند که به تماشای فیلمی ترسناک بنشینند اما تماشای «خام» واقعا کار هر کسی نیست. اگر برای گروهی قومی و یا زبانی که تاکنون خودش الفبا و ادبیات مکتوبی نداشته الفبای جدیدی ساخته شود، این کاملاً قابل درک است و در نمونههای بسیاری هم این کار برای بسیاری از اقوام و ملل انجام گرفته است.

یکم: استفاده بیرویه از الفبای لاتین (چه ترکی ترکیه و ترکی جمهوری آذربایجان و چه صرفاً انگلیسی) و دوم: املاهای بی بند و بار به سلیقه شخصی و گروهی که سنت املای ما در هزار سال گذشته را زیر پا میگذارد مانند املاهائی از قبیل «کیتاب» («کتاب») و یا «عؤمور» («عمر»). نمیدانم وقوع چنین دادگاهی با چنین موضوعی چقدر صحت دارد اما حتی اگر این داستان دروغ هم باشد، نشان از تاثیری دارد که این فیلم بر تماشاگر خود میگذارد. با حمایت مارین، واکانا از انزوا خارج میشود و به مرور اعتماد به نفس پیدا میکند، آنها به همراه یکدیگر لباسهای خاص و زیبایی را خلق میکنند که استعداد و مهمتر از همه، خود واقعیشان را به نمایش میگذارد. جیم هاکینز همراه با خدمه یک کشتی فضایی به یک سفر خارقالعاده در کهکشان میرود ولی او یک نقشه گنج به همراه دارد و برای پیدا کردن سیاره گنج به این سفر میرود اما خدمه کشتی نیز به دنبال گنج هستند. این صفحه آخرینبار در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ ساعت ۰۷:۵۷ ویرایش شده است. فیلم ماجراجویی در طبیعت دوبله فارسی «جومانجی: سطح بعدی»، ادامهای برای موفقیتهای فیلم جومانجی ۲۰۱۷ است و به عنوان دومین قسمت از مجموعه فیلمهای مدرن «جومانجی» به شمار میرود.

داستان یک خط ثابت ندارد و به شیوهای مدرن بیان شده است. مردی که با وجود وحشت از جنگ هر چه میخواست از خط مقدم دورتر شود، نزدیکتر میشد و در نهایت حتی مجبور شد آی.پی.جی به دست بگیرد. او و رفیقش با بازی معرکهی جان کازال حتی اگر بخواهند هم نمیتوانند دست به خشونت بزنند و همین هم باعث میشود که مورد توجه رسانهها و مردم قرار بگیرند. یک فیلم سینمایی جنگی خوب این توانایی را دارد که داستانهایی را که عمدتاً ناشناخته هستند، مورد توجه قرار دهد یا موضوعات شناخته شده را از منظری متنوعتر پوشش دهد. این فیلم داستان شکل گیری هالک را نشان میدهد. داستان فیلم از سال 1969 آغاز میشود، جاییکه آلن پریش یک بازی تختهای جادویی بهنام «جومانجی» را پیدا میکند. برای رسیدن به این هدف، دوربین فیلمساز قبیله را در لانگ شات قرار میدهد و در پردهی پایانی تصویری دلهرهآور از آنها ترسیم میکند که در کمتر فیلم ترسناکی در این یک دههی گذشته دیدهاید. شاهکار فریتز لانگ در واقع به قالبی برای بسیاری از فیلمهای بعدی تبدیل شد و بسیاری از آنها، تصویرسازیها و جلوههای بصری خود را مدیون کاری هستند که لانگ با متروپلیس انجام داد.

کوئنتین تارانتینو از علاقهمندان قدیمی سینمای ایلای راث است و بعد از فیلم قبلی راث از او درخواست کرد تا برای پروژهی بعدی با او همکاری کند. حتی در «ماد کوچک» یعنی آتروپاتن بعدی نیز دهها قبیله و قوم میزیستند. دو مورخ نخستین، به این نامها فقط همچون واحدهای فلاخن انداز در لشکرهای ماد و آسیای کوچک اشاره میکنند، در حالیکه استرابو از این گروهها همچون کوهستانیان بدوی نام میبرد که در ماد، ارمنستان و پارس میزیستند. در این صورت آن فیلم نه تنها یک فیلم جنگی خوب به شمار نمیرود، بلکه به راحتی میتوان قید تماشایش را زد. به راحتی میتوان نتیجهی این تلاش را برای رسیدن به هدفش در طول تماشای فیلم مشاهده کرد. ژانر سرقت یکی از معروفترین موضوعات سینمایی است که از سینمای کلاسیک تا به امروز ادامه داشته و به دلیل هیجان و آدرنالین، مخاطب همواره این فضا را دوست داشته است. بررسی کوتاه: با این انیمیشن دوست داشتنی میشود ساعت ها خندید و در عین حال اشک ریخت، این اثر عشق را به خالصانه ترین شکل ممکن به تصویر میکشد، عشقی میان ربات ها.

دلیل این امر هم به عدم نیاز به بودجهی زیاد برمیگشت که بازگشت سرمایه را در هر صورتی تضمین میکرد؛ چرا که سینماهای کوچکی این جا و آن جا پیدا میشدند که فیلم را اکران کنند و از آن جا که خرجی هم برای ساختن اثر صورت نگرفته بود، نه تنها سرمایه در هر صورت بازمیگشت ، بلکه سودی هم حاصل میشد. سؤال مهمی است اما میتوان آن را این گونه پاسخ داد که برخلاف فیلمهای ابرقهرمانی امروز، این نیروها از جنبهای افسانهای سرچشمه میگیرند که ریشه در افسانهها و باورهای مردم آن ینگهی دنیا دارد و همچنین ارتباطی تنگاتنگ با تاریخ سرزمین چین دارند. تصور این که امروز با گسترش جنبشهای برابری خواهانه و عدالت طلبانه بتوان فیلمی مانند «آزمون بازیگری» ساخت، کمی مشکل است. در این جا هم با فیلمی با موضوع قبایل آدمخوار طرف هستیم، اما تفاوتی میان این فیلم و «کانیبال هولوکاست» وجود دارد؛ کارگردان در این جا اهمیت بیشتری به شخصیت اصلی خود میدهد و گرچه در پایان در نمایش خشونت کم نمیگذارد اما این باعث نمیشود که از قهرمان درام فاصله بگیرد. هشدار دادن به جهانیان در مورد این فاجعه قریبالوقوع به اندازه عبور از کوه اورست دشوار است. آیفیلم، یک شبکهٔ تلویزیونی ایرانی وابسته به معاونت برونمرزی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است که شامل چهار کانال فارسی، عربی، انگلیسی و آیفیلم ۲ است.

سازمان سینمایی. Archived from the original (PDF) on 2 May 2022.، (مخاطب ۵٬۳۲۸٬۲۹۷ سال ۱۳۸۸ افزوده شد)؛ سالنامه آماری سینمای ایران سال ۱۳۸۸ بایگانیشده در ۱۴ مه ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine. این فیلم سینمای جنگی موفق شد مورد تحسین گسترده مخاطبان و منتقدان قرار گیرد و و در زمینه تیم بازیگری، کارگردانی، فیلمبرداری، موسیقی و طراحی صحنه ستایش شد. از این بابت روحیهی دههی هفتاد همچون فیلمهای دیگر لومت در «بعد از ظهر سگی» هم قابل مشاهده است. فهرست پرفروشترین فیلمهای سینمای ایران فهرستی از فیلمهای به نمایش درآمده در سینمای ایران است که توانستهاند رکوردهای فروش در گیشه را کسب کنند. به همین دلیل هم میتوان فیلم «توموهاک استخوانی» را اثری ترسناک و وسترنِ شخصیت محور نامید که به بررسی تاثیر اتفاقات معمول ژانر ترسناک روی قهرمان سنتی سینمای وسترن میپردازد. این فیلمها در کنار نمایش دزدی، سری هم به جامعه میزنند و با نمایش یک پلشتی سعی دارند روی معضلی اجتماعی دست بگذارند و سیستم را مورد نقد قرار دهند. این فیلم به بررسی موضوعاتی مانند دوستی، عشق، از دست دادن قهر و آشتی میپردازد. این خانواده با تمام مشخصاتش مشکلی اساسی دارد و آن هم عدم حضور این احساس است که به زودی ادی به زندان میرود.

این حالت، به ایجاد احساس تشویش در مخاطب ختم میشود و کاری میکند که او نتواند از پرده چشم بردارد. این فیلم ها طبق بعضی از حقایق ممکن است ساخته شده باشند هر چند تمام واقعیت ها در این فیلم ها نمایان نشده است. همین ایده ساده که پیشتر در رمان مایکل کریشتون طرح شده بود، فونداسیونی بود برای یکی از مهمترین و جذابترین فیلمهای تمام دوران: پارک ژوراسیک. این فیلمها براساس رمان ارباب حلقهها نوشتهٔ جی. این فیلم براساس یک رمان به همین اسم نوشته کریستوفر پرایست ساخته شده است. این میلِ امیدها، ترسها و اعمال است که آنها را برمیانگیزد.» استودیو که در آن زمان متشکل از تعداد نسبتاً کمی کارمند بود، فیلم را تنها تحت محدودیتهای جزئی مالی تولید کرد. او همه چیز را در خدمت خلق یک فضاسازی معرکه قرار داده تا در پرتو آن اعمال شخصیتهای درام قابل باور شود. آنها این بحث را پیش کشیدند که شخصیتهای اصلی داستان قهرمان نبوده و در اصلی مجرمینی کوچک هستند، خیلی ساده و آشکارا.

که باز و بدون تعجب چندانی دیدم که این دوست باکوئی ام هم که تحصیلکرده و با متاب آشنااست حتی صابر را نمیتواند با حروف لاتینی رایج در شمال و یا روسی سابق درست و حسابی بخواند و بطور کامل درک کند. این فیلم پُر از حس خوب و ماجراجویی های خفن اما آرام است؛ این فیلم در مقام اول جولیا رابرتز معروف و دوست داشتنی را دارد که با به کارگیری حرفه ای هنر بازیگریاش مخاطب را مجذوب خود کرده و زیباییهای فیلم را دو چندان میکند. این صفحه آخرینبار در ۱۳ مارس ۲۰۲۵ ساعت ۲۱:۴۱ ویرایش شده است. ما آدمیان به دلیل زندگی در جوامع قانونمدار که ملزم به اجرای قوانین آن هستیم، از تماشای انسانهای قانون گریز لذت میبریم؛ چرا که ذات آدمی سرکش است و از هر گونه قید و بند فرار میکند. و باز چه خوشبختند پسرها که بهر صورت آزاد ترند و از هر سوراخ گمنامی که شده میتوانند بقلعه شهوات راه بیایند اما بیچاره دخترها با این پرده عصدمت و آن دستمال زفاف چنین است که اساس ملاکهای زندگی شرقی که ما داریم بهم میریزد با چنین شرایط و اوضاعی آیا باز هم میتوان تحمل آنهمه مقررات و قوانین را درباره روابط زن و مرد ادامه داد؟

کشورها قوانین خاص خودشان را در زمینه سانسور و رتبه بندی فیلم ها دارند که باعث شده برخی از برخی مشهورترین فیلم های ترسناک آمریکایی به خاطر زیر پا گذاشتن برخی از قوانین آن کشورها، در آن کشورها ممنوع شوند. مسئولین امر در بسیاری از مناطق دنیا، تماشای فیلم را ممنوع کردند و این ممنوعیت هم باقی ماند تا این که سر و کلهی نسخههای قاچاق آن در دوران مختلف پیدا شد. ضمنا این فیلم تماما به زبان ژاپنی تهیه شده است. ۲. نتیجه: در همه این اسناد تاکید اساسی بر «حق تحصیل» برای همه گذاشته میشود، اما زبان معین نمیشود (مانند پروتوکول یکم ماده ۲ کنوانسیون حقوق بشر اروپا که در این مورد حتی دادگاه حقوق بشر اروپا حکم قطعی داده که این ماده دولتهای امضاء کننده را مکلف به تامین تحصیل به این یا آن زبان دولتی و غیر دولتی نمیکند بلکه بر اصل «تحصیل برای همه» تاکید دارد. در طی فیلم، این گروه با رویدادهای ترسناکی مواجه میشوند که باعث میشود برای زنده ماندن و فرار از مرکز، باید با قدرتهایشان مبارزه کنند. این فیلم روایتی بینظیر و بسیار غمانگیز از تعدادی سرباز ژاپنی بههمراه مافوقشان است که در جزیرهای در ژاپن هستند و با وجود اینکه هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارند و خودشان هم به این مسئله واقفاند، تا حد توان در برابر نیروهای آمریکایی مقاومت میکنند و کشته میشوند.

به طور کلی فیلم جنگ جهانی دوم امریکایی Hacksaw Ridge از میراث یک صلحطلب واقعی استفاده میکند تا زمینه را برای ادای احترام در زمان جنگ به ایمان، شجاعت و وفادار ماندن به اعتقادات خود فراهم کند. از زمانی که سینما داستانی شد و با خیال در هم آمیخت، سینماگران به دنبال ساختن فیلمهایی بودند که داستان آنها با آن چه که مخاطب به طور روزمره میبیند، تفاوت داشته باشد. سیدنی لومت را اکثر مخاطبان سینما عموما با فیلمهایی چون «12 مرد خشمگین» (12 Angry Men) با بازی هنری فوندا یا آثار دههی هفتادیاش چون «سرپیکو» (Serpico) با هنرنمایی آل پاچینو، «شبکه» (Network) با درخشش ویلیام هولدن و فی داناوی یا «بعد از ظهر سگی» (Dog Day Afternoon) باز هم با حضور آل پاچینو و البته درخشش جان کازال میشناسند. فضایی بدبینانه و پوچ در اکثر مدت زمان فیلم احساس میشود. یعنی مانند یک بیننده عادی و قدیمی اگر نگاه کنیم بهتر است، البته که ممکن است یک سری پیچش های داستانی را از قبل بدانیم اما خب باز هم سوپرایز داریم و خب عملا مثل اکثر افراد میمانیم که این مجموعه را از اول تماشا کردند. در این فیلم هم شاهد این سبک هستیم و مثل همیشه بهجای اینکه تنها دوران سخت جنگ را به نمایش بگذارد، به واقعیتهای 8 سال جنگ تحمیلی پرداخته است.

البته باید به این موضوع توجه داشت که برای تماشای فیلم نیازی نیست که حتما فیلم «خانهی 1000 جسد» را دیده باشید. هفتاد سی در تاریخ ۷ آذر ۱۴۰۳ در سینماهای ایران اکران شد و از همان ابتدا توانست توجه مخاطبان را جلب کند. فیلم «چ» توانست موفق به کسب بهترین تدوین، بهترین جلوههای ویژه بصری، بهترین جلوههای ویژه میدانی و بهترین صدای فیلم در جشنواره فیلم فجر شود. فیلم روز سوم توانست جوایزی همچون بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین جلوههای میدانی و بهترین نقش اول زن را کسب کند. این سکانسهای اکشن از آن جهت جذاب است که از جلوههای ویژهی میدانی بهره برده و خبری از دخالت کامپیوتر در آنها نیست. این داستان یک صاحب اسب را دنبال میکند که اسبش به نیروهای انگلیسی فروخته میشود. از این منظر استیون سودربرگ داستان فیلم را به انتقام گرفتن از ثروتمندان دغلبازی پیوند میزند که چوب اعمال خود را خواهند خورد.

بیشتر داستانهای فیلمهای ساخته شده در این دنیا دربارهٔ تحقیقات زوج اد و لورن وارن است. فیلمی در ژانر جنگی و درام به کارگردانی الم کلیموف است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. فیلمی که مهم ترین مولفه اش حضور آدری هپبورن دوست داشتنی است. 94. چه حرف بدی را دوست داری به کسی بزنی ولی نمیتوانی؟ در حالی که لوگان می خواهد با مراقبت از چارلز اگزاویر 90 ساله و دچار زوال عقل شده ، زندگی خود را در آرامش ادامه دهد ، ولی مجبور می شود از دختری جوان به نام لورا (Laura) با بازی دافنه کین (Dafne Keen) با قدرتهایی که کاملاً مرموزانه شبیه قدرت خودش می باشد، محافظت کند . ولی با تاسف بسیار متذکر میگردد که انقلاب ۵۷ هر روز از اهداف وتصورات اولیه ملت ایران فاصله بیشتری گرفته است. اما امروزه رستگاری در شاوشنگ، طرفداران بیشتری نسبت به فارست گامپ داشته و امتیاز IMDB آن بسیار بالاست. جالب توجه است که ویژگی های آنان تحت تاثیر تجربه ای که افراد بینا نسبت به دنیای اطراف دارند تعیین می گردند.گاهی این امر با موفقیت های چشمگیری همراه است. جبهه ملی ایران بنا بر اعتقاد به آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و با توجه به حقوق اساسی افراد ملت ایران؛ نسبت به بازداشت های غیر قانونی فعالان سیاسی اعتراض دارد و آزادی کلیه زندانیان سیاسی کشور از جمله آقای مهندس کورش زعیم را خواستار است.

پرمخاطبترین سال سینمای ایران، سال ۱۳۶۹ بوده که در طی آن سال سینماهای کشور بیش از ۸۱ میلیون مخاطب داشتند و بر اساس جمعیت کشور، هر ایرانی در طول آن سال ۱،۶۴ بار به سینما رفته بود. فیلم «آزمون بازیگری» هم یکی از آنها است که سینمای ترسناک دههی 1990 میلادی را به سطحی بالاتر از نمایش خشونت سوق داد و البته کارگردانی مانند کوئنتین تارانتینو را هم به تحسین واداشت. کوئنتین تارانتینو نیز تصمیم گرفت با فیلم Inglourious Basterds در سال 2009 از زاویهای از تاریخ متناوب به جنگ جهانی دوم نزدیک شود. راث که در آن زمان مشغول کار بر روی ایدهای با محوریت پرداخت پول به خانوادهی آدمهای بیچاره و سپس کشتن یا شکنجه کردن آنها بود، از درخواست تارانتینو استقبال کرد و «مسافرخانه» را ساخت و تارانتینو هم به عنوان تهیه کننده او را همراهی کرد. فیلم «بیبی راننده» بر دو کنش موازی استوار است: تمرکز بر توانایی رانندگی بیبی و پرداخت پر جزییات صحنههای تعقییب و گریز در همراهی با قطعهای راک از گروه کویین از یک سو و از سوی دیگر تنش عاطفی درون زندگی شخصی بیبی که به مفهوم وفاداری و خیانت پیوند خورده است. در فیلمهای آنها این خشونت جنبهای فانتزی و نمایشی داشت و مخاطب همواره آگاه بود که در حال تماشای فیلمی است که از بازیگران و گروه تولید تشکیل شده و هیچ چیز آن واقعی نیست.

در این فیلم بازیگر مطرح هالیوود یعنی تام کروز حضور دارد و حضور او در این فیلمی یکی از دلایلی است که مارا ترغیب میکند تا فیلم را ببینیم. در دنیایی که کمتر فیلمسازی به ایدهای یکه دست مییابد و تولیدات هالیوود هم انگار کپی یکدیگر هستند، نولان سعی دارد تجربههای یگانهای برای مخاطبان فراهم کند و همین موضوع او را به فیلمسازی چنین مهم در عصر معاصر تبدیل میکند. تلاش نولان برای به تصویر کشیدن لایههای پنهان خواب و رویا و دست یافتن به ناخودآگاه بشری و آنچه که عذابش میدهد، از همان فیلم بلند اولش یعنی «تعقیب» (following) قابل مشاهده است. این گونه مخاطب کمتر خود را وسط میدان نبرد احساس میکرد و فراموش نمیکرد که در حال تماشای یک فیلم است. اگر همه چیز دست به دست هم دهد و درست برگزار شود مخاطب از موفقیت سارق یا سارقین دچار لذتی گناهآلود میشود که او را مجبور میکند تا از خود بپرسد: چرا از موفقیت این خلافکاران احساس خوبی پیدا میکنم؟

نولان خوب میداند که کیفیت تصاویر و شیوهی ارائهی آنها به درست در آمدن احساس جاری در قاب تا چه اندازه کمک میکند و این موضوع را قطعا از فیلمهایی چون «لورنس عربستان» و «تپه» آموخته است. از این طریق نه تنها من و شمای مخاطب متوجه میشویم که چه اتفاقی درون قاب فیلمساز در جریان است بلکه در پایان از تهور این نقشه هم شگفتزده خواهیم شد. البته هنوز هم کسانی پیدا میشوند که از نمایش خشونت دوری میکنند، هنوز هم کسانی پیدا میشوند که به بهانهی اخلاقیات سنگ دیگران را به سینه میزنند، هنوز هم این جا و آن جا کسانی هستند که نگران جامعهی خود هستند و تصور میکنند که فیلمهای خشن باعث از راه به در شدن نوجوانان میشود اما از آن سو کارگردانانی هم وجود دارند که خشونت را فقط برای خودش به تصویر میکشند و هیچ ابایی از نمایش توحش در قاب خود ندارند.

دوران تازه، حال و هوایی تازه به سینمای چین بخشیده و حال کارگردانانی که زمانی در هنگ کنگ فعالیت میکردند هم در صنعت سینمای چین مشغول به کار هستند. در پایان هم به هنگ کنگ رفت و سبکی را در هنر رزمی کونگ فو پایهگذاری کرد که طرفداران زیادی در سرتاسر دنیا دارد. به عنوان نمونه بهترین فیلمهای رزمی چینی برای خود ژانری بومی و جداگانه محسوب میشوند که تفاوتهای بسیاری با دیگر فیلمهای رزمی در سرتاسر دنیا دارد. همین عامل باعث شده که یک فیلمی چینی جنگی یا یک فیلم چینی رزمی، تفاوتهای آشکاری با دیگر همتایانش در سرتاسر دنیا داشته باشد. در این جا هم او فیلمی این چنین ساخته که حد و حدود خود را میداند و پس از تمام شدن به تجربهای لذت بخش برای مخاطب تبدیل خواهد شد. فیلم «تلقین» با همهی فیلمهای این فهرست یک تفاوت اساسی دارد؛ با وجود این که مانند تمام فیلمهای زیرژانر سرقت با نمایش نقشه کشیدن و اجرای دقیق یک سرقت همراه است، اما این دزدی هیچ شباهتی به دزدیهای دیگر ندارد. هیأت عالی انتظامی مالیاتی مرکب خواهد بود از یک نفر رییس و دو نفر عضو اصلی و یک نفر عضو علیالبدل که از بین کارمندان عالیمقام وزارت دارایی که در امور مالیاتی بصیر و مطلع هستند از طرف وزیر دارایی به این سمت منصوب میشوند.

اگر مؤدی یکی از ادارات دولتی یا مؤسسات وابسته به دولت باشد اوراق مالیاتی باید به رییس یا قائم مقام رییس یا رییسدفتران اداره یامؤسسه ابلاغ گردد. در نهایت این که سعی شده در لیست بهترین فیلمهای چینی تاریخ ملاحظاتی در نظر گرفته شود؛ مثلا قرار بر این شد که حتما از میان بهترین فیلمهای چینی عاشقانه نمایندهای وجود داشته باشد یا بهترین فیلمهای چینی جدید بازتابی در این لیست داشته باشند. و این دیگر شاید زیادهروی باشد و فیلم را شایستهی حضور در لیستی این چنین کند. پدر هاله پیش از تولد او ناپدید شده و دیگر هرگز اثری از او یافت نشده است و… از سوی دیگر این فرم روایی و قصهگویی در کنار محتوای اثر قرار میگیرد که انگار فیلمساز در حال گفتن قصهای مگو، رازآلود و افشاگرانه است که سالها توسط فرانسویان و رسانهها تلاش شده که مخفی بماند. داستان فیلم با ورود یک پلیس مخفی به جمع دزدانی حرفهای آغاز میشود.

در خلاصه داستان فیلم من دیوانه نیستم آمده است: تعدادی بیمار روانی در آسایشگاهی وسط جزیره ای در شمال کشور روایتگر زندگی خاصی هستند. همچنین فیلم سینمایی ناهید در بیش از 50 سینمای کشور فرانسه، یونان و اسپانیا به اکران درآمد و شرکت پخش فیلم نوری پیکچرز حق نمایش این فیلم را به بیش از 15 کشور آسیایی، آمریکای جنوبی و اروپایی فروخته است. برای اطلاع از آخرین اخبار سینمای جهان، میتوانید به بخش اخبار سینما و تلویزیون و برای دانلود فیلمها و سریالهای روز دنیا به کانال تلگرامی فیگار مراجعه کنید. در فیلمنت هم سریالهای ایرانی را میتوانید پیدا کنید و هم سریالهای خارجی. فیلم رفقای خوب یکی دیگر از فیلم های imdb است که سبک آن مورد الهام بسیاری از فیلم و سریالهای جدیدتر قرار گرفت. این در حالی است که مأمور پلیسی در به در به دنبال آنها است چرا که برادرش قبلا توسط این جنایتکاران کشته شده. مردی زود جوش و البته کمی کله شق که برادرش را بیش از هر چیز دیگر در این دنیا دوست دارد و جوری زندگی میکند که انگار این آخرین روز زندگی او است؛ چرا که چیزی برای از دست دادن ندارد.

در همین حال، نورمن آزبورن (ویلم دفو) صنعتگر ثروتمند، پدر بهترین دوست پیتر، هری آزبورن (جیمز فرانکو)، خود را در معرض یک سرم آزمایشی تقویتکننده عملکرد قرار میدهد که شخصیتی دوپاره روانپریشی و قاتل ایجاد میکند. 70. دوست داری چه چیزی در خلقوخوی انسانها تغییر کند؟ به ویژه شخصیت منفی درام با بازی کوین اسپیسی که هم به اندازهی کافی سنگدل و بی رحم است و هم به اندازهی کافی از یک سری جنبههای کمدی ملایم برخوردار است تا او را هم به یک بدمن متفاوت در میان فیلمهای این چنینی تبدیل کند. کارگردان این فیلم روبرتو روسلینی بوده که از او میتوان در لیست بهترین کارگردان جهان نام برد. آنگ لی در این جا با تبحر بسیار توانسته تصویری شاعرانه از مردم کشورش و همچنین تلاش برای برقراری عدالت ارائه دهد و فیلمی یگانه بسازد که میتواند یک راست سر از لیست بهترین فیلمهای چینی تاریخ درآورد. در چنین بستری است که خود سرقت هم معنای متفاواتی از یک سرقت عادی در فیلمی دیگر پیدا میکند و تبدیل به موقعیتی میشود که شخصیتها در آن متجلی میشوند یا سرانجام پیدا میکنند.

کازابلانکا به عنوان یک فیلم تقریباً عالی در نظر گرفته میشود و باید به عنوان مثالی برای بسیاری از فیلمسازان باشد که راه عالی برای خلق درام در فیلمهای خود این است که شخصیتهای عالی را در یک درگیری جالب قرار دهید. این دسته از آثار سینمایی، بینش منحصربهفردی از جنگهای کنونی ارایه میدهند، زیرا فیلمسازان موضوعاتی را بهتصویر میکشند که هنوز میتواند برای بسیاری از آسیبدیدگان و قربانیانی که هنوز شفا نیافتهاند، متاثرکننده باشد. اگر به سری فیلم های جنگ ستارگان علاقمند هستید، حتماً از تماشای این فیلم هم لذت خواهید برد. چشماندازهای سرزمین عربستان و تصویر عدهای انسان در میان آن و بالا زدن آستینها برای رام کردن طبیعت سرکش و مبارزه با آن که آرامش آن را به هم زده، از این شاهکار دیوید لین فیلمی ساخته، یگانه که هنوز هم فیلم دیگری را توان برابری با عظمت آن نیست. چشماندازهای ایالت تگزاس فرصتی فراهم میکند تا فیلمساز حین درهمآمیزی ژانرها، سری هم به سینمای وسترن به ویژه از نوع تجدید نظر طلبانهاش در دههی 1970 میلادی بزند (چشماندازها یادآور فیلم «اجیر شده»، وسترن خوب پیتر فوندا است) و «مطرودین شیطان» را به گامی فراتر از یک ترسناک پر از خون و خونریزی صرف ببرد.

کریستوفر نولان در این شاهکار مسلم خود هم برگی از تاریخ جنگ دوم جهانی را ورق زده، هم از تاریخ سینما و شیوههای مختلف فیلمسازی بزرگترین فیلمهای جنگی الهام گرفته و هم عناصر آشنای سینمای خودش را به آن اضافه کرده است. چه کسی تاکنون جرأت این را داشته که کاخ سفید را به صورت کامل و صرفا برای سرگرمی منفجر کند؟ استنلی کوبریک که خیلی از سینما دوستان او را استاد کارگردانی میدانند با راههای افتخار نهتنها توانست خود را به عنوان اصلیترین فیلمساز تجاری نسل خود معرفی کند بلکه خود را به عنوان یک استعداد جهانی هم مطرح کرد. نقش اول زن در این فیلم را بازیگر مطرح سینمای سوئد "نوومی راپاس" بر عهده دارد که بازی در فیلم هایی همچون "دختری با نشان اژدها"، "دختری که با آتش بازی کرد"، "دختری که لانۀ زنبورهای وحشی را در هم کوبید" را نیز در کارنامۀ خود دارد. این فیلم نهتنها به نولان امکان داد تا بهعنوان یکی از برجستهترین کارگردانان هالیوود شناخته شود، بلکه استانداردهای تازهای را برای فیلمهای ابرقهرمانی و سینمای مدرن تعریف کرد.

البته تصور میکنم نقش آفرینی او در این فیلم هنوز هم بهترین بازی او است و نزدیک شدنش به هالیوود به لحاظ هنر بازیگری چندان کمکی به وی نکرد. در این میان بازی بیلی باب تورنتون، بیش از دیگران جور نمایش این طنز را به دوش میکشد. پس سکانسهای رزمی و درگیری او با دیگران یکی یکی از راه میرسند. داستان فیلم با محوریت شرافت و تلاش مردانی برای انجام ماموریتی که اول در علت وجودی آن شک میکنند اما رفته رفته به جایی میرسند که انگار سرنوشت انسان به انجام آن ماموریت بستگی دارد، گره خورده است. سپس سر و کلهی مردم پیدا میشود و بعد از آن خبرنگاران از راه میرسند تا شرایط از یک سرقت بانک به سمت یک فاجعهی ملی تغییر کند. در گروه «زبانهای ترکیک» از قزاقی و قرقیزی و اوزبکی و اویغوری در شرق آسیا و سیبری و جنوب چین گرفته تا قاقائوزی در مولدووا و ترکی عثمانی (و سپس ترکیه) در ترکیه زبانهای گوناگونی داریم که همه از یک خانواده هستند، اگرچه بعضیها مانند ترکی ترکیه و آذربایجان به همدیگر به مراتب نزدیک تر و یا مانند قرقیزی و ترکی ترکیه از همدیگر بمراتب دورترند (۶). سپس به دعوت رادیو دهلی به مدت هشت ماه در بخش فارسی آن رادیو گویندگی کرد.

گفتنی است که دانکرک با مدت زمان ۱۰۶ دقیقه کوتاهترین فیلم کریستوفر نولان محسوب میشود. او مردی است که تنها یک هدف دارد: دوام آوردن به هر قیمتی. حال زمانی رسیده بود که هنرمند آمریکایی به این دیوانگی واکنش نشان دهد. کارگردان در این فیلم پایان جنگ جهانی دوم و رایش سوم را در یک ماجرای کاملاً خیالی به تصویر کشیده است. اما او در بین سالهای 1957 که «12 مرد خشمگین» را ساخت و فیلمهای دههی هفتادی خود، چندتایی کار معرکهی دیگر هم دارد که یکی از آنها همین فیلم «تپه» است. خلاصه داستان: فیلم داستان پسر جوانی است که والدینش اخیرا از یکدیگر جدا شده اند؛ او به همراه مادرش به محله جدیدی نقل مکان کرده است، پسر جوان رابطه دوستانه ای با همسایه بغلی که یک فرد عجیب و غریب است برقرار میکند، این مرد عجیب و غریب سعی میکند به پسر راه و روش زندگی را نشان بدهد… میر و هاردویک رابطه بسیار نزدیکی در هنگام ساختن فیلم گرگ و میش داشتند. روایت جذاب، شخصیتپردازی بسیار دقیق قهرمان، فیلمبرداری هیجانانگیز و سکانسهای اکشن تماشای آن را برای هر سینمادوستی ضروری میکند.

گذر زمان هم به ارزشهایش افزوده تا روایت رفاقتها و عشقهایش از آن اثری در ستایش زندگی بسازد و بهره بردنش از المانهای ژانرهای مختلف آن را هم به اثری تلخ و هم به یک فیلم چینی عاشقانه و هم به فیلمی حماسی تبدیل کند. البته میتوان به وضوح تاثیرات اندیشههای خودش را در فیلم دید اما این موضوع باعث نمیشود تا با فیلمی ایدئولوژی محور روبهرو شویم که در آن نگاه انسانی سازندگان مشخص نیست. برخلاف فیلمهایی که تا الان نوشتیم «دکتر ژیواگو» را بیشتر به عنوان یک درام رومانتیک حماسی میشناسند اما حقیقت این است که فیلم دیوید لین بیشتر از هر اثر دیگری توانسته انقلاب اکتبر روسیه و تاثیراتش را زنده و شفاف به تصویر بکشد. این اثر یک فیلم اقتباسی از رمانِ شبه اتوبیوگرافی مدفن کرمهای شبتاب نوشته آکیوکی نوساکا است که با هدف عذرخواهی شخصی او از خواهرش که در جنگ جهانی دوم بر اثر سوء تغذیه جان باخت نوشته شدهاست. این حق هم چیز چندان دندانگیری نیست؛ تکه زمینی است که از مادرشان با ارث رسیده و بانک قصد دارد آن را به دلیل عدم پرداخت اقساطش مصادره کند. آن چه که فیلم را تبدیل به اثری فراتر از حد انتظار میکند، شخصیتهای دقیق و پرداخت درست روابط آنها در کنار پرداخت خوب همان سکانسهای جنگی نفسگیر است.

به طور کلی تمام شخصیتهای منفی درام درست پرداخت شدهاند و بسیار قابل لمس هستند و این خبر از کارگردانی مردی میدهد که در اوج دوران کاری خود است و کاری کرده کارستان. حال لومت تمام تلاش خود را میکند تا در عین پرداخت شخصیتهایی همدلی برانگیز، داستان خود را طوری پیش ببرد که تنش موجود در آن لحظه به لحظه بالا برود و البته این موضوع جان میدهد برای نمایش یک جامعهی در حال زوال و مسخ شده؛ تصویری که در فیلمهای سیدنی لومت مدام تکرار میشود. این فیلم برخلاف بسیاری از آثار درخشان تاریخ سینما (از جمله بهترینهای همین فهرست) از جنگ ویتنام دستاویزی نمیسازد تا ماهیت پوچ جنگ و درندهخویی بشر را در پهنهای وسیعتر و به درازای کل تاریخ به باد انتقاد بگیرد بلکه برعکس، خود جنگ ویتنام با تمام مشخصاتش، نه بیشتر و نه کمتر به تصویر در میآید. این سکانسها طوری طراحی شدهاند که مخاطب به تبحر بیبی در رانندگی پی ببرد و این کار را هم به خوبی انجام میدهند. مک ایچرن (۱۹۹۵) نشان داده است که کاری که نقشهها انجام میدهند و ساده هم نیست چگونه صورت میگیرد. داستان فیلم شامل چندین فصل است که هرکدام نام مخصوص به خود را دارد.

داستان فیلم «تلقین» بر خلاف فیلمهای علمی- تخیلی رایج در زمان حال میگذرد و کسی هم از آینده یا گذشته سفر نکرده و خبری هم از سفر به فضا یا حضور موجودات فرازمینی نیست. شخصیت و بازی او هم مانند دوران ملتهب دههی 1970 عوض شده و دیگر خبری از آن صلابت گذشته نیست. از سوی دیگر روابط افراد با فرماندهان و همچنین میزان توجه و تعهد آنها به انجام ماموریت در دل قصه اهمیت دارد. اما باید توجه داشت که در واقع نام فیلم به پایتخت این کشور یعنی شهر الجزیره توجه دارد و به درگیری الجزایریها و فرانسویان در پایتخت میپردازد. بخش عظیمی از فرآیند فیلم برداری فیلم ایرانی تگزاس در کشور برزیل انجام شده است. شاید حضور یک اثر دو قسمتی در این لیست تقلب به نظر برسد اما دو فیلم «صخره سرخ» را در واقع باید یک فیلم در نظر گرفت که به دلیل طولانی شدن زمان آن، به دو قسمت تقسیم شده است. مثلا دوستداران بهترین فیلمهای چینی عاشقانه، «بهار در دهکده کوچک» را دارند و علاقهمندان به فیلم چینی اکشن آثاری چون «صخره سرخ» یا «قهرمان» را دارند.

میتوان فیلم «قهرمان» را به لحاظ ژانر شناسی منتسب به فیلمهای کونگ فویی/ فانتزی هم دانست. فیلم The Good, the Bad and the Ugly یکی از ماندگارتین فیلمهای تاریخ سینماست که با قصهای جذاب، بازیهایی تماشایی و البته کارگردانی خوب، با گذشت بیش از 50 سال همچنان هم جزو محبوبترین فیلمهای تاریخ سینماست. سرتیپی اکنون مدیر عامل فیلمنت است و محمد صراف که فیلمنت را تأسیس کرده، جزو سهامداران آن است. از همان تدوین معروف و برش زدن فیلمساز از کبریت در حال سوختن به صحرای سوزان و خورشید بیرحم بالای سرش، بی وقفه این فضاسازی ادامه دارد اما آن چه که این تصویر را کامل میکند، شخصیت پردازی خوب مردم بادیه نشین در فیلم است. این فیلم ژانری فراطبیعی و ترسناک دارد که مانند برخی دیگر از فیلمهای این مقاله، اولین تجربه برای کارگردان آن محسوب میشود. فیلم اولین بار در جشنواره کن اکران شد و نظرات مثبتی نیز دریافت کرد و بنیسیو دل تورو موفق به دریافت بهترین بازیگر مرد شد. اسپیلبرگ مانند اغلب اوقات بر مضامین خانوادههای از هم گسیخته و پسران از دست رفته تمرکز کرده است و «امپراتوری خورشید» کمتر بر جنجالهای سیاسی متمرکز است تا جای آن نشاندهندهی گذار یک مرد جوان به بلوغ باشد.

این ساخته اسپیلبرگ علاوه بر اینکه اغلب درمیان لیست عناوین برتر تاریخی به چشم میخورد، توانست با فروشی به مبلغ ۳۲۲ میلیون دلار در ازای بودجه ۲۲ میلیون دلاری، موفقیتی تجاری نیز بدست آورد. این انیمه اغلب به عنوان یک فیلم ضدجنگ شناخته میشود. تامی با اینکه با عقاید موزلی مخالف است، اما برای خبرچینی و ضربه زدن به این حزب، قبول میکند همراه او باشد که با مشکلاتی هم مواجه میشود. در نهایت هم آثاری قرار دارند که شیوهی زندگی سارقان را ستایش میکنند و با نمایش هیجان جاری در آن مخاطب را با خود همراه میکند. فیلم لورنس عربستان در ۷ رشته نامزد دریافت جایزهی اسکار شد که در نهایت توانست چهار جایزه را از آن خود کند. از طرف دیگر، راوی یک مرد تابع قانون و یک افسر پلیس است که مخالف کارهای ویجی است و در مقابل او قرار میگیرد؛ اما ویجی برای رسیدن به ثروت و پول، هرکاری را انجام میدهد و در نهایت به یک گانگستر و خلافکار خطرناک تبدیل میشود. راتاتویی که در ایران با عنوان موش سرآشپز دوبله شده است، انیمیشنی برنده جایزه اسکار و جایزه گلدن گلوب است که توسط شرکت پیکسار در سال ۲۰۰۷ میلادی تولید و توسط شرکت والت دیزنی توزیع شده است.

داستان فیلم در دوران جنگ سرد، در سال ۱۹۵۷ میلادی جریان دارد. از همان زمانی که فیلم «جان سخت» اول با بازی بروس ویلیس راهی پردهی سینما شد، میشد حدس زد که این فیلم مانند تمام آثار اکشن موفق دههی 1980 میلادی دنبالههایی خواهد داشت و احتمالا این دنبالهها لذت تماشای فیلم اول را از بین خواهند برد چرا که فقط برای کسب سود بیشتر ساخته میشوند. مهمترین فیلمهای این دوران، کار فیلمسازانی بودند که میل دولت به مداخله و حضور در جنگ را در پرتو خطی مشی خشونتطلبی جامعه و نهادهایش میدیدند؛ خشونتی که از تقدیس آرمانی ناشی میشد که خود را نجات دهندهی تمام دنیا میدید. فیلمی که تماشای چندبارهی آن نه تنها خسته کننده نیست، بلکه هر بار حضور این آدمها بر پرده، خندهای از سر رضایت بر لبهای مخاطب خود میآورد. «سرزمین زامبی» فیلمی سرگرمکننده، خوشریتم، خندهدار و هیجانانگیز است که به شما حال خوب تزریق میکند.

پیشجرم یک واحد بهخصوص در پلیس است که به سراغ سه فرد دارای قدرتهای فرامادی میرود تا جنایات را پیشبینی کنند و مجرمان نیز پیش از اینکه کاری اشتباه انجام دهند، دستگیر شوند. روزگاری که ملل مختلف آن جا بالاخره از دوران خونریزی و جنگهای داخلی گذشتند و تبدیل به ملتی واحد، زیر نظر امپراطوری واحد رسیدند. به همین دلایل هر کدام از کاراکترهای فرعی طوری طراحی شده تا یکی از کلیشههای همیشگی ژانر اکشن یا زیر گونهی سرقت را دست بیندازد. چاپلین در حالی که به خاطر کمدی فیزیکی بینظیرش شناخته میشد، موضوعات جدیتری را با آثار بعدیاش بررسی میکرد، بدون اینکه لنز کمدی منحصربهفرد خود را از دست بدهد. کسانی کار میکردند که عاشق بازی و نمایش بودند نه اینکه بیایند معروف شوند. کدام اگر دویست نسخه هم بفروشند بیایند سر مرا بشکنند. این نزول تا پستترین حد از انسانیت چنان با دقت ترسیم شده که مخاطب به خوبی در فضای فیلم قرار میگیرد و بدون آن که برای هر کدام از این افراد دل بسوزاند، با داستان فیلم که اولویت اصلی پیتر ییتس است، همراه میشود. در این میان گروهی اقدام به بانک زنی میکنند. پسر جوانی به نام بیبی با تبحر فراوان در رانندگی برای چند پروژهی سرقت، به گروهی تبهکار میپیوندد تا رانندهی فرار آنها شود.

از سمت دیگر پلیس هم حاضر است که دست به هر کثافت کاری بزند تا بتواند به هدف خود برسد؛ گویی هدف وسیله را توجیه میکند. داستان این فیلم بر اساس وقایع حقیقی است که برای خانواده تراپ رخ داده بود؛ این خانواده حین جنگ جهانی دوم از دست آلمان نازی به آمریکا فرار میکنند تا با آزادی زندگی موسیقایی خودشان را ادامه دهند. این فیلم، برنده ۹ جایزه اسکار شد از جمله جایزهٔ اسکار بهترین فیلم را در سال ۱۹۸۷ بدست آورد. در این فیلم کلاسیک که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم در سال ۱۹۵۷ شد، هنرپیشگان برجستهای همچون ویلیام هولدن، الک گینس و جک هاوکینز نقشآفرینی کرده اند. نیکول پرلمن نوشتن فیلمنامهٔ این فیلم را در سال ۲۰۰۹ آغاز کرد. به همین دلیل است که کارگردان حتی شهر و مردم را از فیلم حذف میکند تا خوانشهای جامعه شناسانه باعث نشود که حواس مخاطب از داستان پرت شود. موفقیت این فیلم از آن زمان تاکنون باعث ساخت دنبالهی دوم آن شده است و بر اساس گزارش ورایتی، دنبالهی سومی از این فیلم نیز هماکنون در دست ساخت است. او از صحنههای وحشتناک خود تمثیلی ساخته برای از دست رفتن چیزهایی که یک انسان برای زندگی طبیعی به آنها نیاز دارد؛ چیزهایی مانند از بین رفتن امنیت و آسیب پذیر شدن در برابر جامعه و فشار توقعات دیگران.