یک مامان دو مذاکرات چند نسل زندگی و دنیای بهتر برای کودکان و نوجوانان

نام: لیز Beyer-Partin
محل سکونت: Lackawanna, NY
چگونه بسیاری از مردم به طور منظم غذا خوردن با هم در خانه خود? 5: لیز; شوهرش, Hezron; مادر او مریم; Emslie (5); و بروس (19 ماه).

لیز زندگی در خارج از بوفالو, نیویورک, با, شوهر, Hezron; دو فرزند خود Emslie و بروس; و او و مادرش مریم — یک چند نسل زندگی ترتیب که لیز رشد با خودش. هنگامی که آن زمان برای لیز به شروع یک خانواده از خود زندگی زیر یک سقف (در یک خانه دو خانواده) فقط ساخته شده حس. برای لیز این حس نزدیکی است مهم تر از همیشه.

ما به تازگی صحبت با لیز در مورد آرایش زندگی او را تغییر نمی دهد برای جهان چگونه او را برای تدریس بچه های خود را برای ایستادن به بی عدالتی و شادی های ساده “sautéing جهنم از” سر از کلم.

شما می توانید به اشتراک گذاری داستان پشت خانه خود را ؟
در اوایل ’80s, my dad [بروس] خرید یک انبار قدیمی و به طور کامل بازسازی آن را به کارگاه خود را به طبقه پایین و بزرگ گیم لافت/فضای زندگی طبقه بالا. پدر و مادر خود که حدود 90 سال سن در زمان نقل مکان کرد. زمانی که آنها به تصویب رسید که آپارتمان در دسترس بود تا زمانی که من و شوهرم را ملاقات ما نقل مکان کرد و به آن فضا است. زمانی که ما را باردار شدم با اولین فرزند ما در مورد ترک, اما پدر و مادر من بودند prepping وعده های غذایی, تماشای نوزاد در کنار درب در حالی که من باران و مراقبت ما است. وجود دارد خیلی دوست دارم که در نهایت ما تصمیم گرفتیم که ما می خواستم به زندگی می کنند با هم و کمک به یکدیگر. زمانی که پدر من بازنشسته ما نمی نیاز به کارگاه دیگر, بنابراین ما خریداری این خانه دو خانواده با هم عوض کنید.

پدر من گذشت ماه آوریل گذشته. چند ماه گذشته از عمر خود را واقعا دشوار است بنابراین با داشتن این نوع از زندگی ترتیب بود که احتمالا در بهترین وضعیت می تواند شده اند. من قادر به انجام تمام پخت و پز هنگامی که پدرم در حال سقوط بیمار است. آن یک چیز کمتر برای مادرم به نگرانی در مورد. به خصوص در حال حاضر من نمی توانم تصور کنید مادر من بودن همه به تنهایی و بدون ما و بچه ها. من خیلی خدا را شکر ما قادر به طبخ و خوردن و با هم در حال حاضر.

به خصوص با همه که رفتن, چگونه باید به شما و خانواده خود را متاثر از حوادث چند هفته گذشته?
پدرم یک پیش نویس مقاوم در برابر در طول جنگ آمریکا در ویتنام و یک زندگی فعال, بنابراین من با حضور من اولین اعتصاب خط با سن 18 سال. در طول زندگی من من با حضور نزدیک به 50 تظاهرات برای بسیاری از علل مختلف از جمله اجتماعی و اقتصادی باروری و نژادی و عدالت است. پدر و مادر من همیشه از صحبت با من در مورد رویدادهای جاری و آنچه که در سراسر جهان نگه داشته و من به لحاظ سیاسی درگیر است. من به خودم قول داده من را یک روز انجام همین کار را برای فرزندان من است.

من و همسرم ملاقات در سال 2013 و حتی اگر من بزرگ شدم و زندگی در یک عمدتا سیاه و سفید محله با حضور عمومی شهرستان مدارس و مترقی پدر و مادر من شروع به درک که بیشتر و بیشتر مردم درمان شوهر من متفاوت تر از من تا کنون تجربه کرده بودند. ما را به خرید مواد غذایی و ناگهان ما در حال دنبال شدن توسط ماموران امنیتی و یا فروشگاه های کارگران است. هنگامی که ما تصمیم به کودکان با هم, من به خودم قول داده است که من می خواهم به انجام این کار هر روز به منظور اطمینان از فرزندان من تا به حال یک مادر که مبارزه برای برابری و حقوق.

آیا بچه های خود را درک آنچه اتفاق می افتد ؟
دختر ما Emslie دارای جادویی کودکی اما او نه پناه از واقعیت جهان است. او با حضور در اولین تظاهرات با سن 2 (فرسوده در یک حامل نوزاد در پشت من) برای روز بین المللی زنان و یک سال بعد با حضور در تظاهرات در همبستگی با جوان آمریکایی در سراسر این کشور خواستار پایان خشونت اسلحه. در این سال تنها کمتر از یک هفته پیش او با حضور در یک تجمع که فوق العاده مهم برای خانواده ما: اعتراض به خشونت پلیس و نژادپرستی در شهر ما و کشور است. ما ادامه خواهد داد به صادقانه و متناسب با سن گفتگو با فرزندان ما و همچنان به لحاظ سیاسی درگیر امید ترک آنها را با یک دنیای بهتر.

در میان تمام این چه زندگی روزانه مانند نگاه?
شوهر من ضروری کارگر. او یک اتحادیه لوله کش و steamfitter شاگرد بنابراین او هنوز هم کار می کند. هنگامی که او برگ برای روز مادر من و من قهوه با هم در حالی که بچه ها بازی. گاهی اوقات ما در ماشین فقط به رفتن برای سوار شدن در جایی و نه بیرون از ماشین. سپس ما معمولا خوردن با هم هر شب. اگر بچه ها بیش از حد خسته من را مادرم یک بشقاب غذا می کنیم و غذا خوردن به طور جداگانه.

که معمولا آشپز?
من شخص اصلی که آشپز در خانه, اما شوهر من معمولا آشپز در روزهای شنبه. مادر من را دوست دارد به کوره و ما را که با هم در حال حاضر که فصل برداشت است. من پخت و پز با پدر و مادرم. ما به این آینه در آشپزخانه که من به یاد داشته باشید به دنبال و تظاهر آن یک دوربین و که من در پخت و پز نشان می دهد. پدر و مادر من همیشه می خواهم بازی همراه است.

پدرم به من آموخت برای ایجاد وعده های غذایی با آنچه ما داریم که واقعا خوب مهارت که در حال حاضر پرتاب تصادفی همه چیز با هم و ایجاد وعده های غذایی. ما انجام شده است تعداد زیادی از آن. روز دیگر من تا به حال یک سر از کلم و پیاز و برخی از رشته فرنگی تخم مرغ و من بود. درسته ؟ بنابراین من سرخ کرده جهنم از پیاز و کلم چاشنی آن را با نمک و فلفل و پاپریکا اجازه دهید که بپزد. سپس آن را با مخلوط تخم مرغ رشته فرنگی و قرار دادن یک دسته علف و غیره از خامه ترش ، خیلی خوب بود.

شما باور “ساده و آرام زندگی می کنند.” چه که به شما چیست ؟
ما ترجیح می دهند برای اتصال به عنوان یک خانواده به جای داشتن بچه ها ثبت نام کرده در تمام این فعالیت ها و کلاس ها. من یک کسب و کار که در آن من منبع پوشاک از فروشگاه های صرفه جویی و تبدیل آن به کودکان. من دوست دارم برای ایجاد پروژه های که نگه داشتن بچه ها دست پر مشغله بیش از حد. روز دیگر من قطع کردن قلب از کاغذ و پانچ سوراخ در آن و Emslie شده است جمع آوری گل های وحشی در سوراخ. آن چیزی است که به نگه داشتن مغز خود را فعال و انگشتان کمی داشتن سرگرم کننده است. ما قدر ما تعطیلات آخر هفته با هم به کم کردن را هر روز دریافت خارج می شود و با هم به انجام کارهای ساده است. ما سعی کنید برای پر کردن صفحات بیش از حد.

راه ما با خوردن یک سری از پروفیل ها و گفتگو با افرادی مانند شما در مورد چگونه آنها را خوراک خود و خانواده خود را.ما به طور فعال به دنبال مردم به ویژگی های در این سری است. شما لازم نیست به معروف و یا حتی یک آشپز خوب! ما علاقه مند هستید در مردم از همه پیشینه ها و عادات غذا خوردن. اگر شما می خواهم برای به اشتراک گذاشتن داستان خود را با ما و یا اگر شما می دانید کسی که شما فکر می کنید خواهد بود برای این سری از اینجا شروع کنید با این شکل.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im