من سعی کردم به مادرم Pullao و یاد گرفتم که عشق من نقص به جای

ماه رمضان است که همیشه در اطراف گوشه, من می خواهم به می گویند. با یک ماه از هر دوازده صرف ناشتا اگر آن را اتفاق می افتد در حال حاضرآن را در اینجا خواهد بود زودتر از من فکر می کنم. در حالت ایده آل, این ماه هم برای رشد معنوی و تمرکز مجدد از اولویتها است. اما عملا بهره وری من نرخهای من خواب و من خوردن تا زمانی که من به سوزش سر دل که من شکستن سریع; من کامل مسلمان با هر وسیله ای. هنوز هم هر ماه رمضان من در فرم یک مردان مسلح پر, قصد بود بهتر: به دعا کمون با دوستان و خانواده حضور در رویدادهای اجتماعی و قرض دادن پشتیبانی به علل و مردم من در مورد مراقبت.

در این سال در گیر پدر من در میشیگان با توجه به COVID-19 ماه loomed بزرگتر از همیشه است. مساجد نیست باز افطار شام لغو شد, بازدید از خانواده بدون رفتن معمول من بزرگ و شلوغ جامعه مسلمانان افت فقط به چهار نفر: من پدر همسر دایی و خودم. هر گونه امید من تا به حال برای رفتار بهتر به نظر می رسید مانع از شروع.

نکته این است که در ماه رمضان نشده است عادی برای من برای سال. مادر من بی چون و چرای رهبر از مجلس گذشت و در سال 2009. Ammi شد یک گردباد در یک shalwar kameez و سفید, دکتر, کت. در طول ماه او تمام وقت ما را گرفت و به مسجد روزانه و میزبانی افسانه شام با اسراف می شود kormas و ثروت مكنت برای یک جدول از خاله و عمه ها و عموزاده از سراسر جهان است. در دهه پس از عبور ما از همه بیشتر یا کمتر انجام می شود در ماه رمضان به طور جداگانه ما خانواده هسته ای گسترش مثل یک مجمع الجزایر به جای واحد منسجم جرم ما یک بار شد. در این سال قرنطینه شد غیر منتظره بهانه ای برای سعی کنید با پوشیدن مادر من گوشته.

من واحد از چهار قبلا هم به مدت شش هفته قبل از اولین روز ماه مبارک رمضان نورد در اطراف. به عنوان سر آشپز, من می خواهم در حال حاضر شده پمپاژ آسان کلاسیک مانند daal و tandoori مرغ و گاه به گاه نان آزمایش را برای چند روز در پایان. اما برای اولین افطار, من می خواستم به هدف بالا و طبخ خانواده ما امضا دستور العمل: Pullao ترکیبی از برنج و گوشت بز پختند در یک آبگوشت با طعم پیاز و سیر و زنجبیل و ده معطر ادویه جات ترشی جات. این یک ظریف و نیم بعد ظرف و شما تنها یک شانس برای ناخن بافت و حساسیت. من تا به حال کل طرح: من شروع آبگوشت و گوشت در اوایل روز و آماده شدن برنج درست قبل از آن زمان به خوردن. اما پس از آن که آشنا خستگی در تنظیم و من در زمان چرت زدن.

این یک اشتباه بحرانی است. من بیدار شدم دقیقا لحظه ای سریع را شکست. گه. چه همه غذا خوردن ؟

من می توانم شنیدن پدرم در حال حرکت در اطراف به سرعت به طبقه پایین بی مهارت در اطراف در فریزر به دنبال غذا را برای خطا. من به آشپزخانه خرد شده تا برخی از گوجه فرنگی, شور آنها و مخلوط با خیار, تست پیتا و scallions در بداهتا panzanella-kachumber mashup که تبدیل به یک جزء اصلی در قرنطینه.

من احساس گناه. یک جدول خالی در اول ماه رمضان غیر قابل تصور بود برای کسی مثل مادر من. هنوز هم وجود دارد مواد غذایی به غذا خوردن, بعد از همه. وجود دارد سپاسگزاری همیشه مواد غذایی است.

من اعتراف من اشتباه واتساپ موضوع من و تمام من عموزاده اختصاص داده شده به وعده های غذایی ما پخته شده در هر روز: یک گیاهخوار و قارچ بریانی در اوهایو درخشان زرشکی aloo gosht در بوستون و باقی مانده تبدیل به قشنگ ماکارونی در تگزاس است. در زوم تماس ما رد و بدل دستور العمل و ، gossiped در حالی که ما پخته شده است. مایل و مایل دور از معمول پشتیبانی و caretaking از پدر و مادر ما این بود که ما شانس اول به تعریف ماه رمضان برای خودمان. نتایج نیست همیشه به عنوان جلا به عنوان نسل های قبل از ما. هنوز هم ما به رسمیت شناخته شده این شیوه های جدید—و نا امیدی که با آنها—به عنوان یک منبع ارزشمند از رشد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>